بهانه و زبان نگاه (دو غزل از سایه)

هوشنگ ابتهاج "سایه"

به مناسبت ششم اسفند سالروز تولد زنده یاد " سایه"

ای عشق همه بهانه از تست

من خامشم این ترانه از تست

*

آن بانگ بلند صبحگاهی

وین زمزمه شبانه از تست

*

من انده خویش را ندانم

این گریه بی بهانه از تست

*

ای آتش جان پاکبازان

در خرمن من زبانه از تست

*

افسون شده تو را زبان نیست

ور هست همه فسانه از تست

*

کشتی مرا چه بیم دریا

طوفان ز تو و کرانه از تست

*

گر باده دهی و گر نه،غم نیست

مست از تو ، شرابخانه از تست

*

می را چه اثر به پیش چشمت

کاین مستی شادمانه از تست

*

پیش تو چه توسنی کند عقل

رام است که تازیانه از تست

*

من می گذرم خموش و گمنام

آوازه جاودانه از تست

*

چون " سایه " مرا ز خاک بر گیر

کاینجا سر و آستانه از تست

*****

نشود فاش کسی آنچه میان من و تست

تا اشارات نظر نامه رسان من و تست

*

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و تست

*

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید

حالیا چشم جهانی نگران من و تست

*

گر چه در خلوت راز دل ما کس نرسید

همه جا زمزمه عشق نهان من و تست

*

گو بهار دل و جان باش و خزان باش ار نه

ای بسا باغ و بهاران که خزان من و تست

*

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت

گفتگویی و خیالی ز جهان من و تست

*

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل

هر کجا نامه عشق است نشان من و تست

*

"سایه" زآتشکده ماست فروغ مه و مهر

وه ازین آتش روشن که به جان من و تست

*

******

منبع: آینه در آینه (برگزیده شعر" ه.الف.سایه " )

به انتخاب دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی

تهران،نشر چشمه،چاپ اول،پاییز 1369