در دست گلی دارم (چهار غزل ازحسین منزوی )
در دست گلی دارم
حسین منزوی
در دست گلی دارم،اینبار که می آیم
کانرا به تو بسپارم،اینبار که می آیم
در بسته نخواهد ماند،بگذار کلیدش را
در دست تو بسپارم،اینبار که می آیم
هم هرکس و هم هر چیز،جز عشق تو پالوده است
از صفحه پندارم،اینبار که می آیم
خواهی اگرم سنجی،می سنج که جز مهرت
از هرچه سبکبارم،اینبار که می آیم
سقفم ندهی باری،جایی بسپار،آری
در سایه دیوارم،اینبار که می آیم
باور کن از آن تصویر _ آن خستگی،آن تخدیر _
بیزارم و بیزارم،اینبار که می آیم
دیروز بهل جانا!با تو همه از فردا
یک سینه سخن دارم،اینبار که می آیم
****
بهاری بودن...
جز همین در بدر دشت و صحاری بودن
ما به جایی نرسیدیم ز جاری بودن
چالشت چیست که تقدیر تو هم زین دو یکی ست
از کبوتر شدن و باز شکاری بودن
دوستخواهی ست به تعبیر تو یا خود خواهی
در قفس عاشق آواز قناری بودن
چه نشانی ست به جز داغ خیانت به جبین
این یهودا صفتان را ز حواری بودن
مرهمی زندگی ام زخمی اگر مرگم باش
که به هر کار خوشا یکسره کاری بودن
گر خزان اینهمه رنگین و اگر مرگ این است
دل کند گل به تمامی ز بهاری بودن
****
نه فرشته ام نه شیطان...
نه فرشته ام نه شیطان،کیم و چیم؟همینم
نه ز بادم و نه آتش که نواده زمینم
منم و چراغ خردی که بمیرد از نسیمی
نه سپیده دم به دستم،نه ستاره بر جبینم
منم و ردای تنگی که به جز "من"اش نگنجد
نه فلک بر آستانم نه خدا در آستینم
نه حق حقم نه ناحق،نه بدم نه خوب مطلق
سیه و سپیدم :ابلق،که به نیک و بد عجینم
نه برانمش نه در بر کشمش،غم است دیگر
چه بگویم از حریفی که منش نمی گزینم
نزنم نمک به زخمی که همیشگی ست باری
که نه خسته نخستین نه خراب آخرینم
تب بوسه ایم از آن لب به غنیمت است امشب
که نه آگهم که فردا چه نشسته در کمینم
****
تو همه تو ...
بی تو به سامان نرسم،ای سر و سامان همه تو
ای به تو زنده همه من،ای به تنم جان همه تو
من همه تو،تو همه تو،او همه تو،ما همه تو
هر که و هر کس همه تو،این همه تو آن همه تو
من که به دریاش زدم تا چه کنی با دل من
تخته تو و ورطه تو و ساحل و توفان همه تو
ای همه دستان ز تو و مستی مستان ز تو ای
رمز میستان همه تو،راز نیستان همه تو
شور تو ،آواز تویی،بلخ تو،شیراز تویی
جاذبه شعر تو و جوهر عرفان همه تو
همتی ای دوست که این دانه ز خود سر بکشد
ای همه خورشید تو و خاک تو،باران همه تو
تا به کجایم بری ای جذبه خون!ذوق جنون
سلسله بر جان همه من،سلسله جنبان همه تو
****
منبع: از ترمه و تغزل (برگزیده شعر:حسین منزوی)
انتشارات روزبهان،تهران،چاپ ششم 1388